بازی یک جنبه کلیدی از دوران کودکی است که برای ارتقاء جنبه های رشد، از جمله تنظیم هیجان و مهارت های پردازش اجتماعی استدلال می شود (لیلارد، 2017).
به طور خاص، کودکانی که به طور منظم با دیگران بازی می کنند، در توانایی های دیدگاه خود (دان و کاتینگ، 1999؛ هریس، 2000)، همدلی (براون و همکاران، 2017)، و زبان در مورد ذهن خود و دیگران (Howe et al.) 2014؛ Tessier و همکاران، 2016؛ Youngblade & Dunn، 1995).
البته، کودکان به روشهای مختلف، چه با دیگران و چه به تنهایی، و با انواع عروسک روسی دختر و وسایل دیجیتال بازی میکنند (لیلارد، 2014؛ آفکام، 2019).
درک اینکه چه زمانی و آیا زمینه های مختلف بازی به طور متفاوتی دیدگاه، همدلی و زبان در مورد حالات ذهنی را به کار می گیرند یا خیر، مهم است.
در کار قبلی خود، متوجه شدیم که شیار گیجگاهی فوقانی خلفی (pSTS)، ناحیه ای از مغز که با پردازش و درک اجتماعی مرتبط است (به عنوان مثال، دین و همکاران، 2015)، زمانی که کودکان با عروسک ها بازی می کردند به همان اندازه فعال بود.
بازیهای تبلت با شخص دیگری، اما هنگام بازی به تنهایی، این منطقه زمانی که کودکان با عروسکها بازی میکردند بیشتر از تبلتها فعال بود (هاشمی و همکاران، 2020).
ما فرض کردیم که این تفاوت به این دلیل است که کودکان هنگام بازی با دیگران یا بازی به تنهایی با عروسکها بیشتر به حالات ذهنی دیگران فکر میکنند (و در نتیجه درگیر کردن مناطق ذهنی مغز) تا روی تبلت.
در تحقیقات حاضر، این فرضیه را مستقیماً با بررسی نحوه بازی کودکان در هر یک از این زمینه ها آزمایش می کنیم.
به طور خاص، ما بر روی زبان حالت داخلی کودکان (ISL) در طول انواع مختلف بازی تمرکز کردیم و بررسی کردیم که چگونه این موضوع با فعالیت pSTS مرتبط است.
1.1 بازی، ISL و درک اجتماعی
هنگام بازی، کودکان از سنین پیش دبستانی (3 تا 4 سالگی) تا دوره میانی کودکی (حدود 7 سالگی) اغلب از زبان حالت درونی برای اشاره به افکار، احساسات و خواسته های خود و دیگران استفاده می کنند (کارپندل و لوئیس، 2015؛ لیچ و همکاران، 2017).
این نوع زبان به طور مداوم توسط کودکان کشورهای مختلف غربی در زبان های مادری خود (مانند ایتالیایی، آلمانی، انگلیسی و فرانسوی؛ کریستن و همکاران، 2014) و همچنین کودکان برخی از کشورهای شرقی استفاده می شود (Tardif & ولمن، 2000).
تصور میشود که استفاده از ISL در طول بازی منعکسکننده درک کودکان از دنیای درونی خود و دیگران است و بنابراین نشاندهنده درک اجتماعی آنها است و استفاده دقیق از آن با نظریه ذهنی بعدی آنها مرتبط است (Bianco et al., 2016). کارپندیل و لوئیس، 2015؛ رافمن و همکاران، 2002).
دیدگاه شما با موفقیت ثبت شد.